لااله الاانت سبحانك اني كنت من الظالمين

May 10

لااله الاانت سبحانك اني كنت من الظالمين

ودر آخر، اي امام رضا (ع) ! يه چي بگم؟ شيطون خودش شخصا دستمو گرفت و تا آخرين درجه گناه منو برد. تا اونجايي كه كسي فكرشو نمي كرد. من نمي دونم مي خواي چي كار كني. دستم رو گذاشتم توي دستت. هر كاي مي خواي بكني بكن . فقط يه وقت مردم نگن شيطون براي شيعه ها بيشتر از امام رضا (ع) براي شيعه هاش وقت ميگذاره ها... خود داني.


لااله الاانت سبحانك اني كنت من الظالمين


فيديو لااله الاانت سبحانك اني كنت من الظالمين

لا إله إلا أنت سبحانك أني كنت من الظالمين _ مكرر

مقالة عن لااله الاانت سبحانك اني كنت من الظالمين

امسال هم مثل هر سال قصد داشتم كه منم شركت كنم، البته به همراه چندتا از دوستام. اونقدر از سال هاي قبل براشون تعريف كرده بودم كه از خود من مشتاق تر بودن. از يكي دو ماه قبل برنامه ريزي ها و قرارامونو گذاشته بوديم و قرار شد ثبت نام همه رو من انجام بدم؛ تا اينكه دو هفته پيش شنيدم ثبت نام شروع شده ، تصميم گرفتم صبح اول وقت اونجا باشم براي ثبت نام.

ساعت 7/5-7 اونجا بودم. ياعلي ي ي ي ي

باور كنيد اين همه آدمو يه جا با هم نديده بودم ، صف ثبت نام تا چند تا خيابون اونطرف تر رفته بود، فكر كنم چند كيلومتري ميشد.

به خاطر تكرار نشدن اون حادثه تلخ ( بمب گذاري‌) بازرسي بدني هم جلو در ورودي انجام مي شد، به همين خاطر ورود افراد به داخل با تاخير بيشتري انجام مي شد.

خلاصه سرتونو درد نيارم ، اونجا وايسادن همانا و ساعت 7 عصر نوبتمون شدن همان .

هنوز خنده حاصل از شادي به خاطر ورودم، روي لبام درست نقش نبسته بود كه حرفاي مسئول ثبت نام اون خنده رو همونجا خشكوند.

- ليست اصلي تكميله ، اگه بخوايد اسمتونو توي ليست ذخيره بنويسم؟؟!!

منم كه ديدم كورسوي اميدي هنوز باقي مونده قبول كردم و برگشتم.

يه هفته اي گذشت و خبري نشد تا اينكه يكي از دوستايي كه اسم اونو هم نوشته بودم باهام تماس گرفت و گفت من ( خودشو مي گفت) و دوتا ديگه از بچه ها رو قبول كردن، تو چي؟ با تو تماس نگرفتن.

- هنوز كه نه، نميدونم شايد تا شب تماس بگيرن.

اما هيچ خبري نشد كه نشد. خيلي ناراحت بودم. بغض گلومو گرفته بود، تا صبح خوابم نبرد و هي به خدا گله مي كردم. خدايا آخه اين رسمشه ما رو به خونت دعوت نكني، آخه من مگه چه گنايي كرده بودم كه ديگه منو قبول نداري...

مني كه واسطه رفتن اونا شده بودم حالا خودم موندم تك و تنها.

فرداش امتحان داشتم و بايد بر ميگشتم شهرستان. بعد از امتحان با چند تا از بچه ها جمع شده بوديم و حرف مي زديم كه يه دفعه يكي از بچه ها گفت: رفتي اونجا ما رو فراموش نكنيا؟؟؟!!! خوش به حالت، تو اين ماه اونجا بودن ، اونم كي(چه موقع)؟ ميلاد امام علي ، سعادت ميخواد...

مات و مبهوت نگاش مي كردم، پيش خودم فكر كردم شايد قضيه ثبت نام رو فهميده، گفتمش دست رو دلم نذار كه خونه ، كجا برم بابا، اسم من كه در نيومده.

- چي ميگي ؟ من خودم اسمتو ديدم!!

- توي برد دانشگاه

حسابي گيج شده بودم.

-توي برد دانشگاه ؟ راجع به چي حرف ميزني؟

- مشهد ديگه بابا ، اِه

- مشهد؟ ولي من كه ثبت نام نكرده بودم!!!!

- يعني چي؟ مگه ... شماره دانشجويي تو نيست؟ ( خدا رو شكر فقط خواجه حافظ شيرازي و مرحوم حضرت سعدي ، اون هم به دليل فوت ناگهاني، شماره دانشجويي منو حفظ نيستن!!!)

بعدا فهميدم يكي از دوستاي صميميم اسم منو هم به همراه خودش ، براي زيارت آقا امام رضا (ع) ثبت نام كرده و اين بار طلبيده شدم.

خدايا غلط كردم اگه زود قضاوت كردم، خدايا بايد اعتراف كنم كه با اين همه ادعا هنوزم ذره اي تو رو نشناختم، خدايا ممنونم ازت.

نمي خواستم اين پست اين قدر طولاني بشه ، اما خب ببخشيد نشد .

فردا صبح حركت مي كنم، هيچ كدوم از دوستاي گلم رو فراموش نميكنم.

ودر آخر، اي امام رضا (ع) ! يه چي بگم؟ شيطون خودش شخصا دستمو گرفت و تا آخرين درجه گناه منو برد. تا اونجايي كه كسي فكرشو نمي كرد. من نمي دونم مي خواي چي كار كني. دستم رو گذاشتم توي دستت. هر كاي مي خواي بكني بكن . فقط يه وقت مردم نگن شيطون براي شيعه ها بيشتر از امام رضا (ع) براي شيعه هاش وقت ميگذاره ها... خود داني.

Source: http://molayeeshgh.blogfa.com/post-104.aspx


مزيد من المعلومات حول لااله الاانت سبحانك اني كنت من الظالمين options trading strategies here